شتاب دهنده های استارت آپ

اولین شتابدهنده Y-combinator بود که در سال 2005 در شهر کمبریج ماساچوست توسط پل گراهام تاسیس شد و بعد از مدتی به سیلیکون ولی منتقل شد. در سال 2006 Techstarts ، در سال 2007 Seedcamp، در سال2010 Startupbootcamp، در سال 2011 Tech Wildcatters و چند شتابدهنده دیگر مانند SOSV, و در سال 2014 Boomtown Boulder راه اندازی شدند.

با افزایش محبوبیت برنامه های شتابدهنده ها در ایالات متحده آمریکا، اروپا نیز شاهد افزایش شتابدهنده هایی برای حمایت از اکوسیستم استارت آپ های نوپا بود. شتابدهنده ها در اروپا از سال 2011 شامل seedcamp در لندن، Startupbootcamp در کپنهاگ، آمستردام، برلین، استانبول و لندن شروع به کار کردند.

فوربز در آپریل 2012 گزارش تحلیلی از فعالیت های شتابدهنده ها منتشر کرد. از سال 2010 برنامه های شتابدهنده ها بخاطر پشتیبانی سازمانهای حمایتی رشد تصاعدی داشته است.

در سال 2011 Matthew Clifford و Alice Bentinck (مشاوران سابق McKinsey & Company) در لندن شتابدهنده ای را تاسیس کردند که فارغ التحصیلان تکنولوژی و کسانی که در شرکت های فناوری مشغول به کار بودند را در راستای راه اندازی استارت آپ ها راهنمایی میکرد.

شتابدهنده ها منبع اصلی سرمایه گذاری سنتی برای استارت آپ ها تبدیل شدند. در سال 2015 یک سوم استارت آپ ها از طریق شتابدهنده ها توانستند رشد کنند. شتابدهنده ها برنامه های مبتنی بر همبستگی ثابت دارند که شامل سرمایه گذاری، ارتباطات، پشتیبانی، آموزش و در کل فعالیت هایی در جهت افزایش سرعت رشد استارت آپ ها میشود. بیشتر شتابدهنده های سیلیکون ولی اینگونه فعالیت میکنند.

در مقابل مراکز رشد، به صورت دولتی تامین میشوند. به طور کلی هیچ سرمایه ای ندارند و بیشتر بر کسب و کارهای بیوتکنولوزیک، تکنولوژی های مالی، تکنولوژی پزشکی، تکنولوژی پاک یا شرکت های محصول محور تمرکز دارند.

بر خلاف مراکز رشد، در شتابدهنده ها روی تمامی رشته ها باز است ولی رقابت شدید است. شتابدهنده ها انواع مختلفی دارند مانند شتابدهنده های شرکتی که اغلب تابع شرکت های بزرگ فعالیت دارند.

شتابدهنده های شرکتی یک نوع مخصوص از شتابدهنده ها هستند که توسط یک شرکت سودآور تاسیس شده اند. مانند سایر شتابدهنده ها، از طریق سرمایه گذاری و مراحل اداری از استارت آپ ها حمایت میکنند و در قبال خدمات خود از استارت آپ ها میخواهند که اهداف شتابدهنده را دنبال کنند تا به سود شرکت متبوع برسند.

شرکت های microsoft، citrix و Telefonica شتابدهنده شرکتی دارند. اخیرا این گونه شتابدهنده ها با انتقادهایی مواجه شده اند چون گاهی نتوانسته اند مانند سایر شتابدهنده ها موثر باشند.

تفاوت های اصلی مراکز رشد و شتابدهنده ها:

1- روند برنامه های شتابدهنده ها برای هرکسی باز است. درصد سهام دریافتی از استارت آپ ها بین 1تا30% است.

2- در شتابدهنده ها سرمایه گذاری های اولیه عادلانه تر است. بین 20000 تا 50000 دلار میباشد. 3- تمرکز شتابدهنده ها بر استارت آپ هاست نه بر افراد. آنها معتقدند که یک فرد برای رسیدگی به تمام کارهای مربوط به استارت آپ کافی نیست.

4- استارت آپ ها در شتابدهنده ها باید در تاریخ مشخصی (حدودا بعد از 3ماه) جدا شوند. در طی مدت حضورشان آموزش های لازم از مربیان شتابدهنده دریافت میکنند و نسخه آزمایشی خود را برای سرمایه گذاران به نمایش بگذارند.

5- استارت آپ ها در گروه های مشخص وارد شتابدهنده ها میشوند و پشتیبانی می گردند. همکاری و بازخوردی که به گروه ها ارائه میشود یک مزیت مهم محسوب میشود. اگر شتابدهنده فضای کاری مشترک ارائه ندهند تیم ها به صورت دوره ای (نه مداوم) بازخورد دریافت خواهند کرد.

ارزش اولیه برای کارآفرینان، مشاوره، ارتباطات و مورد حمایت شتابدهنده ها بودن است. مدل کسب و کار شتابدهنده ها مبتنی بر تولید سرمایه برگشت پذیر نه هزینه برای خدمات.

شتابدهنده ها به فضای فیزیکی احتیاجی ندارند. آنها استارت آپ ها را در 5مرحله دادن آگاهی، ساخت برنامه کاربردی(اپلیکیشن)، آموزش نحوه برنامه ریزی و برنامه نویسی، تولید نمونه آموزشی و تولید نمونه پست دمو همراهی مکنند.

Written by admin

Leave a comment